الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

584

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

حاكم آنجا شد و سپاه و عدّت فراهم كرد به جنگ مختار آمد و سپاهيان مختار را شكست داد و او را بكشت و هفت هزار تن از يارانش را پس از اينكه سلاح بر زمين گذاشته و تسليم شده بودند اسير كردند و به اصرار اهل كوفه همه را از تيغ بگذرانيدند كارى كه بنى اميّه هم نكردند بلكه كشتن اسير به اين شناعت در تاريخ جباران كم نظير است يا از جهت شقاوت مصعب و قساوت او بود يا از جهت ضعف كه نتوانست لشكريان خود را از آن عمل زشت بازدارد . و گويند : عبد اللّه بن عمر با مصعب گفت : اگر هفت هزار گوسفند ارث پدرت به تو رسيده بود يك روز همه را مىكشتى در خونريزى اسراف كرده بودى . و نيز زن مختار را بىتقصير بكشت . و طبرى از روايت واقدى نقل كرده است كه : مختار را چهار ماه در قصر دار الاماره محاصره كردند . و نيز گويد : مصعب مىخواست هر چه عجم در سپاه مختار است بكشد و عربها را آزاد كند و عربها قريب هفتصد تن بودند . همراهان وى گفتند : اين چه دينى است كه تو دارى عجم و عرب هر دو بر يك مذهبند و با اين عمل چگونه اميدوارى پيروز گردى ؟ گفت : عربها را نيز آوردند و گردن زد و شاعر در ملامت آنها گويد : قتلتم ستّة الآلاف صبرا * مع العهد الموثّق مكتفينا و پس از كشتن آنان كار به قرار اول بازگشت و دولت به دست دشمنان اهل بيت افتاد و مصيب بماند حتّى يقوم بامر اللّه قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كتاب را به نام مبارك پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و درود بر وى ختم كنيم .